تبلیغات
پرستوهای مهاجر - اصول مهم در انتخاب همسر
قلمم کم رنگ می نویسد... گویااوهم رنگ دنیابه خودنگرفته! تاآخرخط تاب بیاور باهم به آخربرسیم.
درباره وبلاگ

آرشیو

آخرین پستها

پیوندها

پیوندهای روزانه

نویسندگان

آمار وبلاگ

Admin Logo
themebox

اصول مهم در انتخاب همسر

در مورد انتخاب همسر معیارها و اصول زیادی است که باید رعایت شوند و چکیده ی آنها را می توان در ده اصل کلی خلاصه کرد که در زیر این اصول مهم توضیح داده خواهند شد.

1-    هفت علت اشتباه در انتخاب همسر

اولین اصل انتخاب همسر این است که جوانان ما معمولا به هفت دلیل اشتباه می کنند که به ترتیب دلایل اشتباه در انتخاب همسر به شرح ذیل می باشند.

1-1-    تصمیم عجولانه برای ازدواج:

معمولا در اولین روزهای ورود به دانشگاه تعدادی از پسرها و دخترها با هم آشنا شده و فوری هم تصمیم به ازدواج می گیرند. اینها مواردی از خطرناک ترین نوع ازدواج ها می باشد و احتمال موفقیت زناشویی در آنها بسیار کم است.

تحقیقات زیادی در مورد رابطه ی بین مدت آشنایی و میزان موفقیت در زندگی زناشویی انجام شده است و اکثر این تحقیقات نشان داده اند که هر قدر مدت آشنایی بیشتر باشد احتمال موفقیت زناشویی بیشتر می باشد.

اکثریت ازدواجهای عجولانه از روی رؤیا و خیال و بون توجه به واقعیت ها می باشند. همه می دانیم که انسان موجودی بسیار پیچیده است، سالها با یک فرد رابطه ی دوستی و همکاری داریم اما هنوز موفق به شناخت کامل او نشده ایم و در مشکلات و سختی ها است که می توانیم تا حدودی شخصیت طرف مقابل را بشناسیم. حال چگونه ممکن است که دوستی های یک ماهه یا دو ماهه و آن هم فقط در موقعیت های مساعد زندگی بتوانند شناخت کامل حاصل کنند و به ازدواج موفقی منجر شوند.

اکثر این دوستی ها و روابط فقط در محدوده ی  تفریحات و تعریف و تمجید از یکدیگر خلاصه می شود و هرگز برای دو طرف فرصت اینکه در موقعیت های واقعی همدیگر را بشناسند به وجود نمی آید.

انتخاب همسر یعنی انتخاب فردی که قرار است بقیه عمر خود را به طور کامل با او بگذرانیم در تمام سختی ها و مشکلات، شادی ها و جشنها و هر روز و هر شب پیش در کنار ما باشد لذا اتخاذ چنین تصمیم بزرگی به مطالعه و مشورت نیاز دارد و نمی توانیم عجولانه و شتابزده در مورد آن اقدام نمائیم.

2-1-   ازدواج در سن نا مناسب

زمان مناسب برای ازدواج از نظر من، بنابر تحقیقات و مشاهداتی که انجام داده ام، موقعی است که یک جوان بتواند مسئولیت به دوش کشیدن بار زندگی را بر عهده بگیرد، مثلا بتواند امور اقتصادی خانواده را اداره کند، یا اینکه قدرت تصمیم گیری در مواقع حساس در زندگی را داشته باشد و... هر گاه اینگونه شد یک جوان می تواند ازدواج کن و اصلا هم مهم نیست که چه سن و سالی داشته باشد

3-1- اشتیاق بیش از حد دختر، پسر یا هر دو به ازدواج

اشتیاق بیش از حد به ازدواج یکی از دلایل شکست ازدواج هاست. ازدواج تصمیمی است یزاس تمام عمر. تصمیمی است که به تفکر و تأمل و مشورت های بسیار زیادی نیاز دارد اما وقتی فرد بیش از اندازه از خود هیجان و شوق نشان بدهد توانایی تفکر و مطالعه را از دست می دهد. بسیاری از کسانی که به مراکز مشاوره مراجعه می کنند بی صبرانه رد انتظار دریافت جواب مثبت برای ازدواج خود هستند و در اکثر موارد نشانه های هشدار دهنده ی کاملا جدی را نادیده گرفته و به ازدواج اقدام میکنند.

اشتیاق بیش از به ازدواج اغلب با احساس قدرتمند هیجان ناشی از ازدواج همراه است. البته واقعیتی است که ازدواج ماجرایی جالب و هیجان انگیز است اما کسانی که بیش از حد تحت تأثیر هیجان ازدواج قرار می گیرند، متوجه مسئولیت سنگینی که ازدواج بر دوش آنها می گذارد نیستند. از این رو ممکن است تن به ازدواجی بدهند که از بوته ی آزمایش زمان سربلند بیرون نرود. خیلی ها چنان برای ازدواج بی تاب می شوند که مشکلات موجود را لمس نمی کنند. اما باید آگاه باشید که تن دادن به ازدواجی برای همه مدت عمر به ذهنی روشن و عاری از شتاب احتیاج دارد.

4-1- انتخاب همسر برای راضی کردن دیگران

برای بعضی از افراد مشورت و نظر خواهی از دیگران بویژه والدین معنای دیگری پیدا کرده و از والدین خود می خواهد که برای آنها همسر انتخاب کنند و یا اینکه اگر والدین به آنها فردی را پیشنهاد کردند حاظر نیستند از خواسته ی آنها سر پیچی کنند. اما این فرد برای راضی کردن آنها از معیارهای خود بگذرد و بر اساس معیارهای والدین همسر خود را انتخاب کند عواقب وخیمی به دنبال  دارد.

مثلا فکر کنید مادرتان برای شما یک پیراهن خریده است که از رنگ آن خوشتان نمی آید وبرای آنکه مادرتان ناراحت نشود این پیراهن را مدتی به تن می کنید تا کهنه شود و آن را کنار بگذارید.

اما اگر مادرتان برای شما زنی انتخاب کند که از آن خوشتان نیاید، آیا می توانید با آن زن تا آخر عمر زندگی کنید؟

آیا می توانید او را بعد از مدتی عوض کنید و کنار بگذارید؟ قطعا چنین نیست. باید با او تا آخر عمر بسوزید و بسازید و زندگی را بر خود تلخ کنید، پس ازهمان اول زنی را انتخاب کنید که به دلتان بنشیند( علف باید به دهن بزی شیرین باشه)

5-1- شناخت ناکافی از یکدیگر

داشنجویانی که سالهای آخر تحصیلات خود را می گذرانند معمولا از بین همکلاسی های خود همسر آینده را انتخاب می کنند. این افراد چهار سال در یک کلاس درس خوانده اند و معمولا به قدر کافی با هم رفت و آمد داشته اند. و تا حدود زیادی در موقعیت های مختلف رفتار همدیگر ار مشاهده کرده اند و بر اساس شناخت متقابل همدیگر را انتخاب نموده اند به این نوع ازدواجها تا حدود زیادی می توان امیدوار بود،اما متأسفانه تعداد زیادی از دانشجویان تا سال آخر صبر نمی کنند و در ترم های اول و دوم و بدون شناخت کافی، از همکلاسی های خود خواستگاری می کنند.

می دانیم که انسان موجودی پیچیده و بسیار مرموز است و می تواند تا حدودی از خود شخصیتی مغایر( تغییر کرده) با واقعیت نشان بدهد. و فقط در مواجه شدن با ناملایمات زندگی است که می توانیم به شخصیت واقعی کسی پی ببریم. دوستان دانشجو فقط در شرایط مثبت با هم بوده اند و آشنایی آنها بیشتر به تعریف و تمجید از همدیگر محدود شده است. زن و مرد باید قبل از ازدواج در زمینه های مختلف با نظرات یکدیگر آشنا باشند لحظات پر از استرس و اوقات راحت تر یکدیگر را تجربه کنند. هرچه تجربیات آشنایی بیشتر باشد، احتمال برخورد با مشکلات کمتر می شود.

6-1- انتظارات غیر واقع بینانه

اگر دقت کنید (اکثر) کسانی که می خواهند با هم ازدواج کنند اشتیاق و شوقی وصف ناشدنی برای ازدواج دارند، وقتی از آنها علت اشتیاق را می پرسید جواب می دهند که با ازدواج همه چیز حل می شود، تمام مشکلات از بین می روند و ازدواج شادی و آسایش دائمی را به ارمغان می آورد. اما به زندگی زوجهایی که فبلا ازدواج کرده اند نگاه کنید. آیا همه چیز آنها حل شده است؟ تمام مشکلات از بین رفته اند و شادی و آسایش دائمی دارند؟ وقتی انسان با تصوری غیر معمول زندگی را آغاز کند معمولا تحمل مشکلات جزئی نیز برای او سخت تر می شوند. به همه ی شما دوستان عزیز یاد آور می شوم درست است که ازدواج صمیمیت ها، شادی، لذت ها و تفریحات خاص خود را دارد. اما مشکلات زیادی هم دارد که باید خود را برای تحمل مشکلات و سختی های آن آماده کنیم.

7-1- مسائل رفتاری و شخصیتی حل و فصل نشده

وجود ویژگی های شخصیتی نا مناسب  یکی از مهم ترین اصولی است که هر فردی باید در هنگام ازدواج توجه کافی به آن داشته باشد. بنابر این خوب بیندیشید باکسی که نمی توانید به او اطمینان کنید یا از او لذت ببرید، چگونه می توانید عمری زندگی کنید.

قبل از ازدواج به دلیل شدید بودن عواطف و احساسات ایجاد تغییرات تا حدودی قابل قبول است اما بعد از ازدواج امکان تغییر بسیار مشکل می باشد. لذا تو صیه ی آخر این است تا زمانی که مشکلات شخصیتی را حل نکرده ایداقدام به ازدواج نکنید زیرا زندگی زنا شویی شما در معرض خطر قرار خواهد گرفت.

2-  تصویر ذهنی روشنی از همسر ایده آل خود بسازید.

متأسفانه یکی از اعتقادهای نادرست در جامعه ی ما اعقتاد به شانس می باشد و بسیاری از افراد شکست ها و موفقیت های خود را به شانس نسبت می دهند اما در کار بسیار مهمی مانند انتخاب همسر، اعتقاد به شانس جایز نیست و شایسته است به عقل و منطق متکی باشیم. انسانهایی که اینطور عقیده دارند خود را موجودی قربانی تصور می کنند که هیچ گونه نقشی در سرنوشت آینده ی خود ندارند در حالیکه از دیدگاه روانشناسی یکی از مؤلفه های موفقیت و پیشرفت این است که ما خود را حاکم بر سرنوشت خود بدانیم.

بعد از اطمینان از اینکه انتخاب همسر به دست خود ما و نه به شانس و تصادف وابسته می باشد باید از همسر آینده ی خود تصویر ذهنی روشنی ایجاد کنیم همه ی افراد از همسر آینده خود تصویری در ذهن دارند که در برخورد با هر فردی او را با آن تعصویر ذهنی مقایسه می کنند. اما این تصویر ذهنی معمولا در نا خود آگاه قرار دارد. و ما از آن تصویر روشن و شفافی نداریم. برای موفقیت در امر ازدواج در مرحله اول باید سعی کنیم این تصاویر مبهم را به قسمت خود آگاه ذهن منتقل کنیم. و برای خود خیلی روشن و شفاف مشخص کنیم انتظار داریم که همسر آینده ما دارای چه خصوصیاتی باشد.

3-  کسی را به همسری انتخاب کنید که به شما شبیه باشد

تحقیقات بسیاری این واقعیت را تأیید کرده اند که هر قدر میزان شباهت در ویژگی های زوجین بیشتر باشد احتمال موفقیت در ازدواج بیشتر خواهد بود. برای مثال اگر زن و مرد هر دو به فعالیت خطاطی علاقه مند باشند اما از نظر ظاهر، بهره ی هوشی، اعتقادات ویژگی های شخصیتی با هم متفاوت باشند صرفا بر اساس وجود یک علاقه ی مشترک نمی توانند با هم ازدواج نمایند. اگر در آینده یکی از آنها و یا هر دو نسبت به فعالیت خطاطی بی علاقه شدند چه سرنوشتی پیدا خواهند کرد؟ آنقدرها مهم نیست که زن و شوهر چه قدر باهوش هستند، اما اینکه بهره ی هوشی آنها چقدر به هم نزدیک است موضوع مهمی است که باید به آن توجه شود.

در زمینه ی ارزشها باید زن و شوهر با هم تفاهم زیادی داشته باشند زو جهایی که در این زمینه با هم اختلاف دارند به عنوان مثال یکی از زوجها در مورد مسائل مذهبی بسیار متعصب و دیگری بی تفاوت باشد قطعا به مشکل بر می خورند. از نظر زیبایی نیز سعی کنید شباهت زیادی بین شما وجود داشته باشد. دختران زیبا باید معمولا با پسرانی که ویژگی های شخصیتی برجسته ای دارند ازدواج کنند، اگر پسری با خصوصیات و صفات برجسته ای هستید سعی کنید همسری مناسب و در شأن خود پیدا کنید و در ازداج تعجیل نکنید چون اگر همسر شما در شأن شما نباشد بعد از ازداج ممکن است به احساس پشیمانی برسید. این موضوع در مورد دختران بیشتر صادق است. دختران زیبا معمولا خواستگار های زیادی دارند که باید در انتخاب خود بسیار دقت کنند و فردی از هر نظر شبیه به خود را انتخاب کنند. از نظر سطح تحصیلات نیز باید خیلی دقت کنید اگر دختری دارای تحصیلات عالیه هستید حتما همسر شما هم باید تحصیلات عالیه داشته باشد و از نظر سطح تحصیلات به اندازه ی شما و یا بالاتراز شما باشد.

4-  قبل از ازدواج سالم شوید

سلامتی از نظر احساسی، عاطفی و ذهنی شرط لازم برای یک ازدواج موفق است و زمان سالم شدن نیز قبل از ازدواج است. زوجهایی که از نظر احساسی و عاطفی سالم نیستند ازدواج موفقی نخواهند داشت و همین مشکلات باعث نابودی ازدواج آنها می شود.همه می دانیم که ازدواج کردن علیرغم تمام شادی ها و لذتهای آن از آنجا که فرد را با شرایط جدیدی روبرو می سازد استرسهای زیادی بر او وارد می کند حال اگر فرد از قبل نیز با مسایل و مشکلات دیگری نیز روبرو باشد استرسهای حاصل از ازدواج باعث تشدید مشکلات قبلی او می شوند.فرد باید قبل از ازدواج مشکلات روانی و عاطفی مانند؛ کمبود محبت، افسردگی و اضظراب خود را رفع نموده و بعد از آن اقدام به ازدواج نماید.

وقتی مشکلات بروز می کنند، بسیاری از زوجها به جای اینکه به ریشه ی مشکلات توجه کنند می خواهند با بچه دار شدن و با خرید اسباب بازی در مقامر فع مشکلات خود بر آیند. اما مشکل همچنان پابرجاست و تنها بر آنها سرپوش می گذاریم و در نهایت آنچه باقی می ماند خوانواده ای بحران زده است. اگر قبل از ازدواج به مسائل و مشکلات فردی توجه شود، خواهواده ای از قید دشواری نجات پیدا می کند.

به استناد بسیاری از تحقیقات سالمترین ازدواجها آن ازدواجی است که در آن زن و شوهر دوران کودکی سالم را تجربه کرده باشند. اگر در کودکی از عشق عمیق و تربیت درست پدر و مادر برخوردار بوده باشم، به اشخاصی سالم تبدیل می شویم. اما اگر پدر و مادرمان سالم نبودند چه بادی کنیم؟ چگونه می توانیم نکات بد آنها و بد آموزیهای آنها را جبران کنیم؟در این مورد برای شما چهار توصیه دارم:

1- منبعی پیدا کنید که شما را بدون قید و شرط دوست دارد؛ و به عبارت دیگر مهر اصیل داشته باشد و آنچه را که در کوردکی به آن احتیاج داشتید و از آن محروم ماندید ارزانیتان کند. به اذعان کرد که یافتن این منبع عشق اصیل دشوار است. شاید بتوان آن را در یکی از دوستان نزدیک یا بستگان پیدا کنید. از نظر بنده  بهترین منبع عشق، عشق خداوند است.هر آینه انی عشق را بیابد مشکلات بزرگ را از پیش پای خود بر می دارد.

2- بیاموزید که خودتان را دوست بدارید. کافی نیست دیگران شما را دوست بدارند. خود شما باید به این باور برسید که دوست داشتنی هستید. با دوست اشتن خود مجبور نیستید برای دریافت مهر و عشق دیگران به آنها التماس کنید.

3- کسی را پیدا کنید که به طور منظم در مقام تشویق کردن، الهام بخشیدن و گوش دادن به شما باشد. همه ما به دوستان نزدیک وصمیمی احتیاج داریم. زیرا درک احساسات خویشتن و اینکه در اعماق وجود خود چه احساسی داریم وچگونه فکر می کنیم دشوار است. اما به کسانی احتیاج داریم که به کمک آنها احساسات و عواطف خود را بشناسیم و با سمائل خویش برخورد کنیم.

4- با کسانی ارتباط برقرار کیند که به شما احساس امنیت خاطر بدهند. همه ی ما به کسانی احتیاج داریم که به ما احساس امنیت خاطر بدهند، با ما همانند و در مقام تشویق و تقویت اعتماد بنفس ما باشند. برخورداری از حمایت اشخاص این شرایط را فراهم می سازد.

اینگونه می توانیم به سلامت احساسی و عاطفی برسیم. به شکلی احتیاج به یک پدر و مادر جدید داریم، به اشخاصی سالم احتیاج اریم تا در مقام حمایت از ما باشند. اغب=لب این اشخاص را دوستان و بستگان ما تشکیل می دهند.

به هر شکل، هر کاری که می کنید مهم انی است که قبل از ازدواج به لحاظ احساسی، عاطفی، ذهنی و روانی به شرایط لازم برسید. هر چه سالمتر باشید، ازدواجتان سالم تر می شود. اما آنچه در واقعیت مشاهده می شود بسیاری از افراد در صورت مواجه شدن با مشکلات روانی  به منظور درمان آنها اقدام به ازدواج می کنند.

5- عشقی در اعماق وجود خود بیابید و آن را به دقت ابراز کنید

وجود عشق عمیق در بین زوجین لازمه موفقیت زندگی زناشویی است. نیاز به عشق جزءیکی از عمیق ترین نیازها و امیال انسان است. همه ما نیاز داریم که کسی به ما احترام گذاشته و ما را جذاب و دوست داشتنی بداند. و ارضاء این نیازها باعث می شود که احساس بسیار خوبی به ما دست بدهد.

وقتی می بینیم که خشص دیگری به ما علاقه مند است درباره ی خود احساس و برداشت بهتری پیدا می کینم و  خود را جذاب و خواستنی می یابیم. اینگونه است که وقتی دو نفر به هم عشق می ورزند، نه تنها یکدیگر بلکه خودشان را بیشتر دوست می دارند.

با اینکه ابراز عشق و علاقه می تواند در زندگی زناشویی تأثیر زیادی داشته باشد و به اصطلاح زندگی فرد را دگرگون نماید اما متأسفانه برخی از افراد به ویژه آقایان نسبت به آن بی توجهی می کنند. یکی از رازهای مردان و زنان این است که زنان دوست که همسر آنها عشق و علاقه ی خود را به زبان بیاورد اما مردها زا آن اکراه دارند و دوست دارند در عمل آن را نشان دهند. زنها همیشه گله دارند که همسر آنها حاضر نیست کلمه ی «عزیزم» «دوستت دارم» و... را به زبان بیاورد اما مردها تلاش و کوشش شبانه روزی خود و فراهم کردن امکانات رفاهی و از آن طرف قدر ناشناسی همسر خود را بیان می کنند.

همین موضوع تا کنون اختلافات زیادی را به وجود آورده است، اگر مردها بتوانند بر این خواسته ی درونی خود غالب شوند و با همسر خود به اصطلاح زبان بازی نمایند بسیاری از اختلافات حل خواهد شد و زندگی خوشایندی را بدست می آورند.

6- مهارت در صمیمیت

صمیمیت یکی دیگر از شروط لازم برای ارتباط زناشویی خوشایند است. صمیمیت باعث آرامش فرد می شود چون دو فردی که باهم صمیمی می شوند تمامی اسرار و رازهای درونی خود را با هم در میان می گذارند و با هم احساس یگانگی و یکپارچگی دارند.

دو فرد صمیمی عمیق ترین احساسات، رویاها، خواسته ها، نگرانیها و شادی های خود را باهم در میان می گذارند و همین امر باعث ایجاد آرامش، تحکیم روابط و دوستی ها می شود.

چرا قبل از ازدواج باید صمیمی شوید؟

همه ما انسانها در زندگی خود دوستان زیادی داریم اما فقط در کنار برخی از آنها احساس آرامش می کنیم. در هنگامی که با مشکلات فکری و روحی شدید روبرو می شویم دوست داریم که با آن تعداد خاص از دوستانمان صحبت داشته باشیم. چرا این دوستان باعث آرامش ما می شوند اما بقیه این احساس را در ما به وجود نمی آورند؟ بله انسان همیشه در درون خود رازهایی دارد که با بیان آن رازها برای طرف مقابل احساس تخلیه ی روانی و آرامش پیدا می کند اما این رازها را برای همه نمی تواند بیان کند و فقط برای افرادی می تواند بیان کند که با آنها احساس صمیمیت و یکرنگی داشته باشد. تصور کنید از بودن در کنار دوستان صمیمی خود چقدر احساس لذت می کنید. همنشینی با آنها چقدر به شما احساس آرامش می دهد. حال باید رفتار با همسرتان نیز اینگونه باشد. بعد از ازداج روابط فرد با دوستان دوران مجردی خود به تدریج کمرنگ تر می شود، مشغله های فکری، افزایش روابط خویشاوندی  و... همه از عوامل کمرنگ شدن این روابط هستند. اما همسر شما باید بتواند این خلأ فکری را برای شما پر کند. و شما نیز باید بتوانید این خلأ فکری را برای همسرتان پر کنید. یعنی شما باید تکمیل کننده روابط همدیگر باشید. اگر زن و شوهر بتوانند رازدار همدیگر باشند و بین خود صمیمت ایجاد کنند، هیچ عاملی نمی تواند در روابط آنها خللی ایجاد کند بوجود بیاورد.لذا دوران نامزدی خود را بیهوده نگذرانید در این دوران وظایف خطیری بر دوش شماست که یکی از آنها افزایش میزان صمیمیت می باشد حتی الامکان سعی کیند با یکرنگی کامل، تمایلات و احساسات و عواطف خود را برای همیدیگر بیان کنید و هر قدر عواطف و احساسات مشترک خود را بیشترتقویت کنید میزان صمیمت شما بیشتر خواهد شد.

7- اختلافات را از پیش پای عشق بردارید

وجود اختلافات لازمه ی زندگی زناشویی موفق است و هیچ ارتباط زناشویی سالم و صمیمی یافت نمی شود که در اندرصدی اختلاف عقیده وجود نداشته باشد.اما مهم نحوه ی برخورد ما با این اختلافات است که می تواند سودمند یا مضر باشد. اگر زن و مرد بدانند که چگونه اختلافات خود را حل و فصل کنند تا مناسبات زناشوئیشان از ژرفا و بلوغ بیشتری برخوردار گردد به مهارتی ارزشمند مجهز هستند. اما اگر ندانند چگونه با اختلافات خود کنار بیایند، ازدواجشان به گونه ای نظم دار نابود می شود.به نظر من علت فرو پاشی بسیاری از ازدواجها این است که زن و شوهر نمی دانند چگونه با اختلافات خود کنار بیایند.

عدم وجود اختلاف نشانه ی عدم صمیمیت است. چون تا زمانی که دو نفر رک راست نباشند صمیمیت به وجود نمی آید و وقتی هر دو رو راست باشند اختلافات خود را نشان می دهند و لذا در خوانواده ای که اختلاف وجود نداشته باشدنشانه ی این است که زن و شوهر چهره ی واقعی خود را به همدیگر نشان نمی دهند، در روابط با همدیگر محتاط هستند و در واقع می توانیم بگوئیم با هم صمیمی نیستند.

آیا باید در هر ازدواجی اختلاف وجود داشه باشد

بله، وجود اختلاف لازمه ی زندگی زناشویی است. اگر در دوران نامزدی هستید و یا ازدواج کرده اید و احساس می کنید با همسر خود هیچ گونه اختلاف فکری و عقیده ای ندارید به یقین بدانید که روابط شما کاملا صمیمانه نیست و یکی از شما و یا هردو محتاطانه رفتار می کنید. هنوز در دنیا دو نفر یافت نشده اند که از همه نظر کاملا شبیه هم باشند و هیچ تفاوتی با هم نداشته باشند. خوشبخت ترین زوجها، صمیمی ترین زوجها، زوجهایی که لحظه ای طاقت دوری از همدیگر را ندارند نیز دارای درصدی اختلاف عقیده هستند. ابراز اختلاف عقیده چیز نا خوشایندی نیست، مخفی کردن آن نا خوشایند است

نوشته شده توسط :علی رجایی
یکشنبه 16 تیر 1392-09:37 ق.ظ
نظرات() 

http://carmela3levine4.snack.ws/contact
چهارشنبه 18 مرداد 1396 11:40 ق.ظ
Hurrah! In the end I got a webpage from where I know
how to truly get useful information concerning my study and knowledge.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر